![]() |
![]() |
|
| آموزشی وپرورشی |
|
وقتی بگذار برای اندیشیدن که آن منبع قدرت ونیروست
وقتی بگذاربرای ورزش وتفریح که ان منبع جوانی وجاودانی است وقتی بگذار برای مطالعه که آن زیر بنای خردمندی وفرزانگی است وقتی بگذار برای نماز که آ سرچشمه ی بیشترین توان ها ونیرو هادرزمین است وقتی بگذار برای مهرورزیدن ومحبوبیت که ایمان چیزی جز عشق به خوبی هاونفرت ازبدی هانیست وقتی بگذار برای دوستی های پاک که آن شاهراه خوشبختی است وقتی بگذار برای خنده که ان بهترین روان کننده چرخ های زندگی است وقتی بگذاربرای بخشش وایثار که زندگی کوتاه تر از ان است که بتوان خود خواه وخودپسند بود وقتی بگذار برای کار که بهای موفقیت است وقتی بگذار برای خانواده زیرا بهای آرامش است وقتی بگذار برای انس با طبیعت زیرا سرچشمه حیات وتفریح سالم است وقتی بگذار برای خواب واستراحت زیراایستگاه تجدید قواست وقتی بگذار برای خدمت به مردم زیراراهی به سوی خوشبختی است وقتی بگذار برای گریستن به درگاه خدا زیرا عامل صفا بخشیدن روح است وقتی بگذار برای معاشرت با شایستگان زیرا معدن ادب ودرس آموزی است وقتی بگذار برای نظافت زیرا عامل بهروزی شخصیت وشادکامی است
نویسنده :فائزه کاظمی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 23:20 توسط کادر مدرسه |
|
|
گفتم: خسته ام
گفتی:لاتقنطوامن رحمه الله ،ازرحمت خداناامیدنشوید(زمرآیه 53) گفتم:هیچ کس نمی دونه تودلم چی میگذره گفتی:ان الله یحول بین المرء وقلبه خداحائل است بین انسان وقلبش(انفال آیه24) گفتم:ولی انگار اصلاً منوفراموش کردی گفتی:فاذکرونی اذکرکم من را یاد کنید تا یاد شما باشم(بقره آیه152) گفتم:تاکی باید صبرکرد؟ گفتی:ومایدریک لعل الساعه تکون قریبا تو چه می دونی،شاید موعدش نزدیک باشه(احزاب آیه63) گفتم:توبزرگی ونزدیکت برای من ِکوچک خیلی دوره،تااون موقع چی کارکنم؟ گفتی:واتبع ما یوحی الیک واصبرحتی یحکم الله کارهایی که بهت گفتم انجام بدهوصبر کن تاخداخودش حکم کنه(یونس آیه109) گفتم:خیلی خونسردی،توخدایی وصبور،من بنده ات هستم وظرف صبرم کوچک... یه اشاره کنی تمومه گفتی:عسی ان تحبو شیاً وهو شر لکم شاید چیزی که تو دوست داری،به صلاحت نباشه(بقره آیه216) گفتم:انا عبدک الضعیف الذلیل... اصلاٌچطور دلت میاد؟ گفتی:ان الله بالناس لرئوف رحیم خدا نسبت به همه مهربونه(بقره آیه143) نویسنده :فائزه کاظمی |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 0:50 توسط کادر مدرسه |
|
|
به نظاره آسمان رفته بودم ؛ گرم تماشا و غرق در اين دريای سبز معلقی که بر آن ، مرغان الماس پر ستارگان زيبا و خاموش ، تک تک از غيب سر می زنند و دسته دسته به بازی افسون کاری شنا می کنند . آن شب نيز ماه با تلالؤ پر شکوهش که تنها لبخند نوازشی است که طبيعت بر چهره ی نفرين شدگان کوير می نوازد ، از راه رسيد و گل های الماس شکفتند و قنديل زيبای پروين - که هر شب ، دست ناپيدای الهه ای آن را از گوشه ی آسمان ، آرام آرام به گوشه ای ديگر می برد - سر زد . و آن جاده ی روشن و خيال انگيزی که گويي يک راست به ابديت می پيوندد ! |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم خرداد 1388ساعت 1:26 توسط کادر مدرسه |
|
|
نازنینا :به روزهایی که می آیند با لبخند خوش آمد بگو. روز جدید را به عنوان هدیه ای اختصاصی از طرف خالقت در نظر بگیر که به این علت به تو اعطا شده است که کار نیمه تمام دیروزت را به پایان رسانی. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:36 توسط کادر مدرسه |
|
|
دررویاهای کاغذی ام به مدرسه می رفتم چونان بوستان .از همان مدرسه هایی که جمعه به مدرسه آورد طفل گریز پای را.اما دیری نپایید که گرد باد زمانه آرزوهای کاغذی مرا با خود برد وچند خشت خام وسقفی نمناک بر جای گذارد.حیف !وصدحیف!کاش مدرسه ای بهترداشتم.مدرسه ای زبیاتر،بزرگتروامن تر،اماتنهاامیدمان به رحمت حق تعالی بود تا این که چشمانی مهربان صمیمانه ترین قول ها را به ماداد .خیری دلسوزبخشی از تعمیرات مدرسه را برعهده گرفته بود،هرگز فکر نمی کردم مدرسه ی ما نیزروزی زیبا شود.خیلی زود خدا هر آنچه می خواستم به مادادوتو!توای مهربان!ای همیشه آشنا ،می دانم که درخلوت نهان خوددعاهای شبانه من، نجواهای کودکانه من باستارگان رامی شنوی ،فردایی روشن را برای من آرزو داری. فردایی پاک وزیبا.توآسمان رابرای من آبی تر،جنگل راسرسبزتر،آفتاب راطلایی تر وپاک تر وپاکی راسفید ترمی خواهی.من برق چشمهایت راازشادی کودکانه ام در حیاط مدرسه،می دانم.من اشک شوقت را که لابلای دستمال به بهانه گرد وغبار گم شد می فهمم.من نوای قلبت را که از شدت شوق به بلندای صدای عشق شده بود، می شنوم من کاخ بلندآرزوهای طلایی ات را می بینم،آری توخیر مدرسه ساز نیستی ،تومعمار محبت ودوستی هستی،توسازنده بلند ترین بلندترین برج های عاطفه وامید هستی،توویرانگر کپرهای جهل وتاریکی هستی. توامید رامیدانی،عاطفه رامیفهمی،خوشحالی راترجمه می کنی احساس را بخش می کنی ومحبت راترجمه می کنی فقط برق معصومان چشمان کودکان است که خانه ی احساس تو ا روشن می کند.من این چندخط رابرسجاده ی عاطفه ام نوشته ام.من این چند خط رابعدازنجوای صبحگاهی با باد صبانوشتم می دانم فرق تملق وقدردانی را می دانی.اصلاروح تو،انگیزه تو، نگاه انسانی تو،..... زمینی نیست آسمانی هستی تا معراج،آبی هستی تابیکران ، بی ریا تاانتهای فتوت،من توانای سپاسگزاری از نیت تو نیستم.تومهربانی کردی وفقط بالاترین مهربانان پاسخگوی مهربانی توست.،تو در این امر خیر وخداپسندانه تنها نبودی وفرشتگان مهربانی نیز در این حماسه آفرینی با توهم صدا وهم آوابودند.نگاه پرمهرحق نیز، به دستان زیبای تو طروات به سرزمین رویاهای مرا داد.نگاهت رااز دستان پرمهرحق برمدارتا باز هم بتوانی رویاهای دیگر جویندگان علم راطروات ببخشی ای آسمانی تا معراج،ای سبز تا همیشه می دانم که تومی توانی.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 18:8 توسط کادر مدرسه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وبلا گ حاضر توسط مدرسه امام حسین (ع)تهیه شده است امید است مطالب آن مفید وسودمند باشد در ضمن پذیرای انتقادات وپیشنهادات سازنده شما هستیم
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 |
| پیوندها |
|
مدیریت آموزش وپرورش نجف آباد مدرسه اینترنتی تبیان باشگاه دانش پژوهان وزارت آموزش وپرورش سازمان آموزش وپرورش اصفهان شبکه فن اوری واطلاعات ایران |
|
RSS
|